گاوصندوق حرف‌هایم

مرزی بین واقعیت و خیال نمی‌بینم.

همین الان تنهایی داره منو میخوره. معلوم نیس دووم بیارم یا نه. همه جارو گشتم. شبکه های اجتماعی رو. دفترچه تلفنمو. هیچکس نبود که بشه کمی از حجم این تنهایی رو باهاش به اشتراک گذاشت. کسی نبود که خیالت رو ببره کمی بالاتر پرواز بده. این حجم تنهایی، این حجم وسیع تنهایی منو به وحشت میندازه. تنهایی تموم شدن، غم انگیزه. این حقمون نیس. این احساس حق هیچکس نیست.

ایزابلا ایزابلایی