گاوصندوق حرف‌هایم

مرزی بین واقعیت و خیال نمی‌بینم.

چی میشه یه بلاگر دستش به سکوت میره؟ نوشته‌هاش، حرفاش، اون چیزایی که همیشه توی دلش سنگینی می‌کنن و تا ننویسه ازشون خلاص نمیشه رو کجا میریزه؟ اون حفره‌ی بزرگ که هرروز بزرگتر می‌شه چطوری ریشه می‌دوونه و یهویی همه‌جارو می‌گیره؟
ایزابلا ایزابلایی

نظرات  (۲)

گاهی زندگی تلخ تر از واژه ها رفتار می کنن، اون موقعس که بلاگر دلش به چرک نوشتن نمیره، صبر می کنه یکم دلش با زندگی صاف شه بعد
۲۱ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۱۶ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
چه سوالای سختی پرسیدی
منم یه مدت اینجوری شدم. حالا کمی بهترم