گاوصندوق حرف‌هایم

مرزی بین واقعیت و خیال نمی‌بینم.

من قاتل آدمهای پرحرف هستم. آدمهایی که مدام دهانشان باز و بسته میشود و یکریز حرفهای نامربوط میزنند و خاطرات صدسال پیششان را برای هزارمین بار تعریف میکنند و تندتند فک میزنند. من یک روزی شمشیر به دست میگیرم و تمام این آدمهای وِر زن را از وسط نصف میکنم، یا یک روزی میرسد که کتاب چگونه کمتر گه بخوریم و بیشتر گه نخوریم را منتشر میکنم.
ایزابلا ایزابلایی

نظرات  (۴)

پیرو نوشته هاتون، بزرگی میگه: کم بخور ، همیشه بخور :-)
پاسخ:
:))) گل گفتین، اینو چکیده کتابم میکنم!
وای ایزابلا عصبانی میشود:)
ولی خواهشا من معلم رو از لیستت فاکتور بگیر
من از حرف زدن نون در میارم:)
پاسخ:
:)) نه شما که فرق داری عزیزم :) اگه حرف نزنی پس بچه ها از کی درس یاد بگیرن؟ :)

 خوب مگه مجبوری بخونی که اینطور به هم بریزی و این چرندیات رو بنویسی.

خودتو و حرفاتو کنترل کن.

هر چقدر هم عصبانی باشی

حق نداری این طور حرف بزنی.

یه نگاه به خودت بکن.

می دونی چند سالته.

تا کی می خوای با دلایلی بچه گانه

این طور رفتارها را توجیه کنی.

اگه من جای بابات بودم

دهنتو سرویس می کردم تا آدم شی

هیچ عذری رو هم قبول نمی کردم.

۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۲:۳۹ جغد صورتی
تقدمیه کتابتم بنویس: با یاد و خاطره ی شین،جغد صورتی.که روزی در اثر شنیدن پرحرفی های این و آن گلوله ای در مغز خودش خالی کرد و خود را برای همیشه از شر اطرافیانش خلاص کرد.
پاسخ:
عه نه دیگه تراژدیش نکن تو بیا پیش خودم تا با هم یه کاریش کنیم:)