گاوصندوق حرف‌هایم

مرزی بین واقعیت و خیال نمی‌بینم.

وقتی بچه بودم بلدرچین داشتم، بلدرچین قشنگ نیست، رنگی نیست، ولی من داشتم. دوتا. تیره بودن با سفیدی‌های پراکنده‌ی کم.
 رفتیم سفر. بلدرچین نمی‌تونه سفر کنه. توی هیچ کتابی و هیچ قانونی ننوشته که بلدرچین نمی‌تونه سفر کنه. ولی خب بلدرچین براش بهتره که سفر نکنه. مامانم می‌گفت. دادیمشون دست همسایمون. گفت ازشون نگهداری می‌کنه.
وقتی برگشتیم بلدرچینام نبودن، مرده بودن. می‌گفت صبح بیدار شده دیده تکون نمی‌خورن. همسایمون گفت مردن. مامان نمی‌دونست چجوری به من بگه. رفتم تو خونه همسایمون. داد زدم به زن همسایه گفتم من بلدرچینامو می‌خوام. گریه کردم. همونجا نشستم. گفتم بهش "آدمکش". "آدمکش گفتنم هنوز مونده از اون وقت‌ها. ولی بلدرچینام آدم بودن برام. شب‌هایی که توی حیاط می‌خوابیدم، صبحش با اومدن بلدرچین‌ها روی دست و پام بیدار می‌شدم. من می‌خواستمشون. ولی زن همسایمون بی‌تفاوت بود. مامان می‌گفت برات می‌خرم. گفتم نمی‌خوام. من فقط همون‌ها رو می‌خوام. بعدها فهمیدم که اونا من‌رو اهلی کرده بودن یا من اون‌هارو. ما اهلی هم شده بودیم.
ایزابلا ایزابلایی

نظرات  (۵)

۱۱ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۸ گمـــــــشده :)
منم یه گاو رو اهلی کردم. شایدم اون منو. ولی همدیگه رو دوست داشتیم.
جدی می گم. واقعا یه گاو بود.
پاسخ:
چه خوب اهلی کردن یه گاو فک کنم سخت‌تر هم باشه. ولی درد وقت جداییش هم بیشتر میشه.
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۰۴ ـــــ ققنوس ـــــ
من کلا دوست دارم پرنده ها رو از فرط ذوق فشار بدم یا بقه هم اینجورین!؟
پاسخ:
بدنشون خیلی نرمه من اصلا دوست ندارم فشارشون بدم..
شازده کوچولو پرسید: اهلی کردن یعنی چی؟
روباه جواب داد: یعنی ایجاد علاقه کردن....
پاسخ:
مرسی :)
منم همین حس رو به جوجه خروسم داشتم :)
پاسخ:
خروس دوس دارم :) به نظرم برخلاف ظاهر خشنش دلش باید نازک باشه :)) منم خروس داشتم یه خروس گنده سیاه...
منم جوجه داشتم
بزرگشون کردم
مریض شدن
مردن
خیلی براشون گریه کردم...نمیدونم چرا بچه گی ها چرا این قدر دردناکه جدایی...
پاسخ:
جدایی همیشه دردناکه..