گاوصندوق حرف‌هایم

مرزی بین واقعیت و خیال نمی‌بینم.

عصرهای پنج‌شنبه باید دوره‌گردی با دامن چهل تکه رنگی، پوستی آفتاب سوخته، دستانی زمخت، موهای خرمایی و چشمان مشکی باشد، برایت عروسک‌های چینی و اژدهای سبزرنگ، نقشه‌های کهنه‌ی جاهایی که نرفته‌ای، پارچه‌های زری زری و پولک پولک و پرزرق برق هندی، کوزه‌های سفالی آبی رنگ، صدف‌های دریایی، تابلو‌های نقش برجسته قدیمی و دستبندهای مهره‌ای سرخپوستی بیاورد و تو در صدای مهره‌ها نوای آوازه‌خان‌های دوره‌گردی را بشنوی که اندوه در گلویشان می‌رقصد و به یک جای دور می‌رود.
ایزابلا ایزابلایی

نظرات  (۱)

آدم یاد آمریکای جنوبی می افته مثل پرو شیلی و.......
😀
پاسخ:
:)