گاوصندوق حرف‌هایم

مرزی بین واقعیت و خیال نمی‌بینم.

توی اتاقم یک کوه لباس درست شده است، لباس‌های رنگی، مشکی، طوسی، گل‌گلی، راه‌راه ،لباس‌های بیرون و لباس‌های راحتی، ملحفه‌، شال، جوراب.  یک کوه جزوه، یک کوه سی‌دی، یک کوه ظرف کثیف.
 با خودم فکر کردم، زندگی‌ام همین‌جوری است. همه چیز کوه، کوه می‌شود. احساساتم، حرف‌هایم، خواسته‌هایم، آرزوهایم، دل‌تنگی‌هایم، رابطه‌هایم. همه این چیزها را دست نمی‌زنم تا وقتی یک کوه بزرگ درست شود.
خراب کردن یک کوه بزرگ یک‌نفره سخت است، زمان می‌برد، آدم را عوض می‌کند.
ایزابلا ایزابلایی

نظرات  (۳)

زمان می برد
و چه قدر سخته تحمل این زمان
پاسخ:
گاهی یه عمر طول می‌کشه.
سلام 
مطلب «حال خوب» رو تو «جیم» خوندم، خیلی خوب بود. اصلا یه وقتایی آدما اینقدر احساسات و حالت هاشون شبیه همه که حال خوبی بهش دست می ده. 

پاسخ:
سلام.
من خیلی خوشحالم که یک نوشته قدیمیم هنوزم خونده میشه و همذات‌پنداری باهاش زیاده. ممنون بابت به اشتراک گذاشتن حستون با من:)
علاوه بر اینکه زمان میبرد جان هم میبرد...جان آدم در می رود برای همه ی این چیزها.. جان در رفتن از سر شوق نه ها از سر استیصال....
پاسخ:
اوهوم دقیقا، انگار جان تاوانش باشه!