گاوصندوق حرف‌هایم

مرزی بین واقعیت و خیال نمی‌بینم.

عجیب‌تر اینکه اسمت را نمی‌توانی تغییر دهی. حتی بعد از اینکه دیگر کسی که قبلا تک‌تک حروف اسمت را یک‌جور خاصی می‌کشید برود، یا عزیزترینتان دیگر در دنیا نباشد تا صدایتان بزند، آدم‌هایی از تو رفته باشند که اسمت را مخفف می‌کردند یا یک جان و عزیزم به آخر اسمت اضافه می‌کردند.
 برای کسانی که بارها معنی اسمت را توضیح داده‌ای و دیگر نیستند که هرروز بگویند چه اسم قشنگی و هی صدایت بزنند.
با اینکه روزی اسمتان با پسوند "ام" برای کسی خاص بوده وشما را طوری صدا زده که الفبا را به خود مدیون کرده. با اینکه هنوز اسمتان در حنجره‌ای مانده یا  آوای صدایی در اسمتان مانده، نمی‌شود دیگر شما آن اسم را نداشته باشید. بااینکه اسمت را کنار اسم کسی که دوستش داشته‌ای، نوشته‌ای. بارها آهنگ اسمت را با اسمش تطبیق داده‌ای و گره زده‌ای، بااینکه از هم رفته‌اید،اما با این‌حال باز هم دوام می‌آوری. حتی بعد از این فکر کرده‌ای واقعا دیگر اسمت به چکار می‌آید؟ نمی‌شود برداشت اسم را دور انداخت، حتی اگر یک عشق قدیمی بعد از مدت‌ها شما را در یک گوشه پیدا کند و ناخودآگاه صدایتان بزند.  با این وجود کاش بشود گفت که من دیگر ایزابلا نیستم. شاید چاره همین باشد. هر آدم با هزاران اسم. با هزاران صدا. شاید چاره نماندن آدم‌ها در درونمان تعویض اسم‌مان باشد. هربار جدیدتر. نوتر.بهتر. هربار با یک اسم خاص‌تر.
ایزابلا ایزابلایی

نظرات  (۵)

۱۵ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۵۸ مجید مویدی
ساراماگو، یه رمان داره به اسم "همه ی نام ها".
ساموئل بکت، یه رمان داره به اسم "نام ناپذیر".
هرچند این دو معنی، در نهایت تقریبا یه چیز هستن(منظورم "همه" و "هیچ" هست") اما من "نام ناپذیر رو ترجیح میدم.
نه تنها رمانِ نام ناپذیر رو، بلکه مفهوم "نام ناپذیر" رو برای زندگیم. هستیم. خودم و اسمم. یعنی اون چیزی که باید باهاش صدام بزنن.
نام ناپذیر.
پاسخ:
سلام :) چه جالب نمی‌دونستم در این مورد کتاب هست، امروز داشتم فکر می‌کردم به همین که کاش درباره‌اش نوشته باشن. ممنون که معرفی کردین...
۱۵ خرداد ۹۵ ، ۱۷:۱۶ مادموازل ساراh
خیلی سخته که کسی که همیشه طوری صدات میکرد که هیچکس دیگه اونطوری صدات نمیکرد و تو میتونستی با صدا کردنش به وجد بیای! دیگه اونطوری صدات نکنه...
پاسخ:
برا همین میگم بیایین بریم اسم‌هامون رو بندازیم دور و یه اسم دیگه برداریم دیگه :))
اسمم را کنار اسمی نوشتم اما هیچ وقت کسی خاص صدایم نزد جوری که دلم تنگ شود ..
پاسخ:
از کجا معلوم؟ همین الانشم شاید اسمت کلمه مقدس یکی باشه که یواشکی دوستت داره :)) همه آدما نیاز دارن که کسی یواشکی دوسشون داشته باشه :)
یا کسی نباشد که وسط فرمول های فیزیک هسته ای اسمت را نقاشی کند و چرکنویس هایش پر شود از اسم تو.....
چقد دردناک بود نوشتت....:(
پاسخ:
یا اول اسمت توسط کسی نقاشی بشه که دیگه نباشه...
۱۹ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۵۰ مجید مویدی
خواهش می کنم. البته نمی دونم با "نام ناپذیر" یا به طور کلی با کارای "بکت" ارتباط خواهید گرفت یا نه. آخه یه جور خاصی می نویسه. معمولا صفر یا صده علاقه ی کسانی که می خوننش.
من یه زمانی ایده ای داشتم واسه نوشتن یه متنی داستانکی چیزی، که موضوعش تغویض اسم دو نفر بود. دو نفر که هویت شون تقریبا همیشه ثابته، اما اسمشون....
نمی دونم، شاید یه روزی بتونم بنویسم اش
پاسخ:
هرکتابی رو میشه حداقل یه بار امتحان یا مزه‌مزه کرد. موضوع جالبیه، گاهی فکر می‌کنم اسم حتی می‌تونه رو سرنوشت آدما هم اثر بزاره.