گاوصندوق حرف‌هایم

مرزی بین واقعیت و خیال نمی‌بینم.

آره دیگه یهو دنیا دستشو کرد تو چش و چالم و منو چرخوند و نشوندم اینجایی که هستم. با آدمای جدید. درس‌های جدید. زندگی جدید. پاییز خوشگلتر. دختر شادتر. حالم خوب‌تره. چون خودم انتخاب کردم. پاییز منو عاشق کرده. رنگاش ریختن تو زندگیم و دارن وول می‌خورن. پاییز افتاده به جونم. مثه اون گربه که هرروز دم واحدمون می‌چرخه. مثه برگای گنده نارنجی و خشک شده افتاده به جون پیاده‌روها و درختایی که هنوز سبز سبزن.
ایزابلا ایزابلایی

نظرات  (۷)

۱۴ مهر ۹۵ ، ۲۳:۵۳ فاطیما کیان
الهییییییییی شکر :)
پاسخ:
عزیزم شاد باشی همیشه :)
همیشه شاد باشی
من مدتهاست منتظر همچین روزی ام. کاش بیاد
پاسخ:
سلامت باشی:)
خودت دست به کار شو و روزای خوب رو واسه خودت یار. چون اونا خودشون پا ندارن ما باید بیاریمشون :)
حال خوبت مستدام بانو
پاسخ:
سلام :) ممنونم. خوبه که هستی :)
۱۵ مهر ۹۵ ، ۱۴:۰۳ رفیعه رجعتی
واسه من،زمستون افتاده به جونم:))
پاسخ:
بنداز بره زمستون رو. سه ماه دیگه خودش میاد زمستون :)
۱۵ مهر ۹۵ ، ۱۶:۳۵ سپیده برون
تلاش کردی دیگه. دمت گرم :*
پاسخ:
دم تو هم گرم کلا :*
۱۸ مهر ۹۵ ، ۱۹:۵۹ مجید مویدی
ایشالا همیشه اتفاقای خوب :).
مثلِ بازی ورق، برگه های جدید مدام پخش میشه. خوبه که این دفعه برگه های خوب بهت رسیده ایزابلا:)
پاسخ:
چه قشنگ گفتین برگه‌های جدید و خوب :))))
:) چه خوب
پاسخ:
:)