گاوصندوق حرف‌هایم

مرزی بین واقعیت و خیال نمی‌بینم.

من اگه خدا باشم، شغلِ بابا بودن رو برمی‌دارم. بابا بودن یه شعبه از خدا بودنه. باباها نمی‌تونن خدا باشن، سخته، می‌شکنن، له می‌شن.
ایزابلا ایزابلایی

نظرات  (۶)

۳۱ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۲۳ فاطیما کیان
پستت شیرم کرد برم بابام رو ببوسوم :)
پاسخ:
ای جان چقد خوب :)
برای بعضی از پست های موجز و قشنگت لایک و کامنت کمه...باید بیام لپاتو بکشم:))
پاسخ:
آیکن خجالتم نده نداره اینجا؟ :*
چه خوووووووووب و چقده من موافقم با این:)
پاسخ:
خووووب شمایین خانم معلم :)
من کم کم میفهمم ک مامانا شغلشون سخت تره 

ایثارشون خیلی زیاده .خارج از توانه غیر ماماناس
پاسخ:
میدونی به نظرم مامانا یه قدرت فوق‌العاده دارن، که میتونن!
وااااای چقد این دمپایی عربیا زشتن، اصلا کریه، بدمنظر، عامل تخریب شخصیت 
خیلی بد، خیلی بد 
پاسخ:
مثل اینکه جمعیت زیادی ازشون دل خوشی ندارن، البته خانما. ظاهرا بین آقایون طرفدار زیاد دارن...
چرا بخش نظرات بعضی از پستهات بسته اس؟؟؟؟
تو یه مطلب نوشتی «خودشه پسر» تکیه کلامته یا واقعا مردی؟؟؟؟؟ آخه متنها اینقدر احساسی هستن که من حس می کردم دارم دست نوشته یه خانوم رو می خونم. !!!! 
الان فک کنم دچار همون سرگیجه شدم که نوشتی :((((
پاسخ:
یه مدت کامنت‌های وبلاگم کلا بسته بود.
:)) جدی بهم میاد پسر باشم آخه؟ پسر درونم رو گفتم!