گاوصندوق حرف‌هایم

مرزی بین واقعیت و خیال نمی‌بینم.

به پروانه‌های صورتی روی کیک تولدش گفتم، تولدت مبارک. اصرار داشت که کیک نخریم. گفت تولد برای آدم بزرگ‌ها نیست. سرسخت است. خودش را ندیده می‌گیرد. کیک قشنگی هم هست. هنوز توی یخچال است. همه شام خورده اند و منتظر هستند، معده‌شان جا باز کند. مادرم چهل و چهار را به خانه آورده. چهل وچهار مرا یاد سختی می‌اندازد. یاد مادرم.
*چهل‌ویک اشتباه لپی بود :)
ایزابلا ایزابلایی

نظرات  (۶)

۲۱ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۵۱ فاطیما کیان
تولد این فرشته ی دوستداشتنی مبارک روی ماهش رو ببوس :)
پاسخ:
مرسی فاطیما جان :) جات خالیه.
۲۱ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۱۳ نگار ابراهیمی
چه مادر جوونی:-؟
سلامت باشن.
پاسخ:
بچه اولم دیگه. مرسی :)
تولدشون مبارک انشالله هزار سال سایشون بالای سرتون باشه:)
پاسخ:
مرسی فانو جان :)
سایه عزیزات بالا سرت.
همسن مادر من :)
از طرف من روی ماهشونو ببوس
پاسخ:
عه خوشبختم :) مرسی.
تبریک میگم خانوووم :)
پاسخ:
مرسی جغدجان :)
۲۲ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۳۴ صَهـبـآ رادفـر
تولدشون مبارک باشه :)
پاسخ:
مرسی صهبا :)